اخلاق خانواده در آينه رسانه

روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی شاهرود

كاركرد نهاد خانواده در نيم قرن گذشته به طور عام و در دو يا سه دهه گذشته به طور خاص دستخوش دگرگوني‌هاي فراواني شده است.

اين دگرگوني‌ها كه بيش‌تر به دليل دگرگوني‌ در رابطه‌هاي شغلي، اجتماعي و اقتصادي، صنعتي شدن، مهاجرت‌هاي گسترده، پيشرفت‌هاي اطلاعاتي و نرم افزاري، پيدايش رايانه‌ها و ماهواره‌ها و... صورت پذيرفته، بر جنبه‌هاي عملكردي، ساختاري و ارزشي در نهاد خانواده اثر گذاشته است. همين مسأله به بي‌تفاوتي اعضاي خانواده در پاي بندي به نظام ارزشي و قانون مندي‌هاي متعارف خانواده‌ها انجاميده و بر جدايي نسل نوجوان و جوان از نسل پيشين، يعني پدر و مادر افزوده است. اين دگرگوني‌ها به ويژه در دو دهه گذشته، روند شتاب آلوده‌تري يافته و آسيب‌هايي را متوجه سلامت، اقتدار و كاركرد خانواده ساخته است. مهم‌ترين اين دگرگوني‌ها عبارتند از:

۱ـ دگرگوني نظام ارزش‌هاي پدر و مادر و فرزندان

۲ـ نبود درك دوجانبه ميان پدر و مادر و فرزندان

۳ـ كاهش پاي‌بندي اعضاي خانواده به آداب و سنت‌هاي خانوادگي

۴ـ كاهش كاربرد پرورشي نظام خانواده

۵ـ كاهش الگوپذيري

۶ـ كاهش آرامش رواني

۷ـ كاهش نقش نظارتي خانواده

۸ـ افزايش ناسازگاري‌هاي خانوادگي

۹ـ نقش صدا و سيما در آسيب‌پذيري خانواده

۱-۹ـ افزايش شكاف ميان نسل‌ها

۲-۹ـ تحميل فرهنگ مصرف گرايي

۳-۹ـ اثرگذاري بر رفتار كودكان

۴-۹ـ مانع آفريني در راه گفت و گوي خانوادگي

تعريف اخلاق اجتماعي به زبان جامعه شناسي

آنچه كه زبان جامعه شناسي به عنوان اخلاق اجتماعي شناخته مي شود و بيشتر مبتني بر مباحث روانشناسي مي باشد، همان چيزي است كه تحت عنوان جامعه پذيري (Socialization ) در فرآيند دروني شدن عقايد، ارزش ها و هنجارها و يگانگي فرد با فرهنگ و جامعه از آن بحث مي شود و به طور خلاصه در بحث از فرهنگ، اخلاق اجتماعي به عنوان ارزشها و قواعد رفتار در جامعه، موضوع بررسي قرار مي گيرد. لذا اين قواعد رفتار، مجموعه اي از عقايد، ارزشها و هنجارهايي هستند كه نسبت به فرد، اموري بيروني و مستقل تلقي مي شوند و در جريان جامعه پذيري براي او دروني مي شوند و به صورت جزئي از شخصيت او در مي آيند(رجب زاده، 64:1376) و در نهايت رفتار فرد را در جامعه تعيين مي كنند و به عنوان اخلاق اجتماعي محسوب مي شوند.

 

2- فرهنگ عمومي و اخلاق اجتماعي جوانان

 

بر اساس تعريف فوق اخلاق اجتماعي جوانان، حوزه اي از فرهنگ عمومي يك جامعه را تشكيل مي دهد كه شامل عقايد، ارزشها و هنجارهاي اجتماعي قشر جوان جامعه مي گردد. فرهنگ عمومي خود عبارت است از مجموعه پاسخ هايي كه هر جامعه براي مسائل گوناگونش پيدا مي كند كه مبتني بر تجربه نسل هاي گذشته است و يا از طريق دستيابي به توانايي‌ها و ذخيره هاي تازه، حاصل آمده است(اسدي، 16:1376). در تعريفي ساده تر، فرهنگ عمومي عبارت است از انديشه ها و معرفت مشترك يك جامعه كه تحت تاثير عناصر مختلفي نظير جهان بيني، ارزشها، گرايشها، كنشها، نمادها، و تكنولوژي واقع مي گردد.(افروغ،4:1377)

 

3- مكانيزم‌هاي انتقال اخلاق اجتماعي

 

اخلاق اجتماعي به عنوان بخشي از فرهنگ عمومي از طريق سه مكانيزم: يادگيري، فرهنگ پذيري و جامعه پذيري انتقال مي يابد. در نتيجه انتقال اخلاق اجتماعي و فرهنگ عمومي، الگوهاي رفتاري كه ممكن است ادراكي، احساسي و عملي(رفتاري) باشند، در ذهن افراد حك مي شوند.

 

4- عوامل يا كارگزاران انتقال اخلاق اجتماعي

 

فرآيند انتقال اخلاق اجتماعي، در برگيرنده تاثيرات متفاوتي است كه در طول زندگي بر فرد وارد مي شود. مهمترين اين تاثيرات عبارت است از تاثير عوامل(كارگزاران) جامعه پذيري يعني افراد، گروهها و نهادهاي مهمي كه وضعيت هاي ساختي را فراهم مي سازند تا فرآيند جامعه پذيري در درون آنها رخ دهد. در جهان امروز چهار عامل جامعه پذيري از اهميت بالايي برخوردارند و بطور مداوم و موثر بر كسي تاثير مي گذارند. اين چهار عامل عبارتند از:

 

خانواده، مدرسه،گروه همسالان و وسايل ارتباط جمعي

 

قدرت رسانه ها

رسانه‌ها، كاركرد‌ها و نقش هاي متعددي در جامعه برعهده دارند. "دنيس مك كوئيل" McQuail در كتاب "مقدمه‌اي بر نظريه‌ي رسانه‌هاي جمعي"، ارتباط جمعي را فرآيندي جامعه‌گستر و رسانه‌ها را ميانجي روابط اجتماعي مي‌داند. وي معتقد است، همانطور كه از واژه media " " يا رسانه برمي‌آيد، رسانه‌هاي جمعي از چند لحاظ ميانجي هستند: يكي اينكه غالباً ميان ما به عنوان دريافت كننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌اي كه خارج از ادراك يا تماس مستقيم ما است، قرار مي‌گيرند؛ دوم ممكن است، ميان ما و ساير نهادهايي كه با آن سر و كار داريم (قانون، صنعت، دولت و غيره) قرار گيرند؛ سوم امكان دارد پيوندي ميان اين نهاد‌هاي گوناگون ايجاد كنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهايي هستند كه توسط آنها ديگران با ما و ما با ديگران ارتباط برقرار مي كنيم و پنجم اينكه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراك ما از ساير گروه‌ها، سازمان‌ها و رويدادها شكل مي دهند . به نظر او "نهاد رسانه به كار توليد، بازتوليد وتوزيع معرفت به معناي وسيع آن، يعني نمادهايي يا مرجع‌هايي معني دار و قابل تجربه در جهان اجتماعي اشتغال دارد. اين معرفت ما را توانا مي سازد تا به تجربه خود معنا ببخشيم، به دريافت هاي ما از اين تجربه نظم و نسق مي دهد و ما را ياري مي كند تا معرفت هاي گذشته را محفوظ نگهداريم و به درك امروزين خود استمرار بخشيم". رسانه‌ها وظيفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جاي ديگر نهادهاي معرفتي (آموزش و پرورش و دانشگاه و...) هم عمل مي‌كنند. رسانه‌ها در يك فضاي عمومي فعاليت مي كنند، يعني علي الاصول در دسترس همه اعضاي جامعه به صورت باز، داوطلبانه و كم هزينه قرار دارند. رسانه‌ها در مقايسه با ساير نهادهاي اجتماعي، بر تعداد بيشتري اثر مي‌‌گذارد و زمان بيشتري را به خود 

اختصاص مى دهد.

رسانه و خانواده

يكي از مولفه‌هاي خانواده منسجم، پيوند عاطفي است كه در اثر وجود و استمرار فضاي گفت‌وگو، تعامل افكار و تبادل نظر ميان اعضاي آن شكل مي‌گيرد. پيوند عاطفي، خود به عنوان يك عامل انگيزشي موجب ارتقاء انسجام خانواده مي‌شود و اين سيكل مي‌تواند همچنان ادامه يابد. براين اساس پيوند عاطفي و انسجام خانواده با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند

خانواده، يك گروه پويا‌ست. گروه تنها مجموعه‌اي از افراد نيست، بلكه نشان‌دهنده نوع و شكل روابط ميان اعضاي آن نيز هست. گروه را مي‌توان مجموعه‌اي از افراد دانست كه با برقراري ارتباط با يكديگر و انجام كار و فعاليت مشترك‌، هدف مشتركي را نيز دنبال مي‌كنند (بورمان، ۱۹۶۹، به نقل از فرهنگي،۱۳۸۲). درتقسيم‌بندي گروه‌ها، خانواده را مي‌توان جزو گروه‌هاي كوچك بحساب آورد كه با اندكي تفاوت، ازقوانين گروه‌هاي بزرگ تبعيت مي‌كنند. ازمهم‌ترين قواعد اين گروه‌ها تحولي بودن آن‌هاست. 

 

تاثير رسانه هاي جمعي بر انحرافات اجتماعي

نتيجه تحقيقات مشخص كرده است كه تلويزيون مانعي در جهت انجام برخي از فعاليت ها در كودكان مي شوند.فعاليت هايي همچون جستجو كردن،تجزيه و تحليل،تمرين مهارتهاي مختلف،بهره گيري از دو حس در يك زمان براي گسترش و درك محيط پيرامون.

 

در ادامه به اثرات رسانه هاي عمده جمعي، مانند فيلم سينمايي ،تلويزيون،اينترنت وبازي هاى رايانه اي  و نرم افزارهاى رايانه اى(لاين،وايبر ،واتس اپ...)بر انحرافات اجتماعي مي پردازيم. 

 

 

فيلم هاي سينمايي

فيلم سينمايي نقشي موثري در انحراف و بزهكارهاي جوانان بازي مي كند؛ نمايش اعمال خشونت بار، كشتار، جنايت، خون آشامي (دراكولا) و نيز صحنه هاي هيجان انگيز در فزوني و تشديد اعمال انحرافي و بژه اثر بسزايي دارد. 

اگر در گذشته تماشاگران فيلم هاي سينمايي به طور نسبي به اختيار خويش فيلم دلخواه خود را (در شهرهاي بزرگ) بر مي گزيدند و خانه را به سوي سالن هاي سينمايي ترك مي كردند، امروزه مسئولان و كارگردانان تلويزيون، بدون توجه به اثرات نيك و بد فيلم روي گروه سني، جامعوي و جنسي گوناگون، آنها را به همه خانه هايي كه دريچه تلويزيون بر روي آنها باز مي شود صادر مي كنند و افراد خانواده، زن و مرد، كوچك و بزرگ، بدون اين كه امكان انتخاب داشته باشند چشم و گوش خود را به كانال هاي فرستنده مي سپارند. 

نقش فيلم ها در بزهكاري، جرم و جنايت از اين امر ناشي مي شود كه آنها صحنه هاي پرخاشگرانه مانند تندخويي، سخت دلي، بيرحمي، آدمكشي و … را با تمام فنون رنگي، حركتي و صوتي مربوط نمايش مي دهند. فيلم هاي جنايي زمينه را براي تجسم بصري و عيني فنون و شيوه هاي جنايت فراهم مي آورد.

همچنين  در خانواده هاي نابسامان و پر از تشتت پنهان و آشكار، انتخاب برنامه هاي تلويزيوني انگيزه اي براي تشديد اختلافات خانوادگي است. بويژه به واسطه برداشت هاي متفاوت گروه هاي جنسي، سني، جامعوي و وابستگي به سنت ها و پيوستگي به نوآوري ، زمينه مساعد براي بروز چنين اختلافاتي فراهم مي آيد به طوري كه خردسالان با برنامه مطلوب بزرگسالان و مردان با برنامه اختصاصي زنان و نوجوانان با برنامه هاي سنتي به مخالفت بر مي خيزند و «كودك سالاري» برقرار مي كنند. ياد آور مي شود كه خود محتواي برنامه هاي جدي، سياسي، ديني و اگهي هاي تجاري اعصاب كساني كه با آنان موافقت ندارند و گاهي احتمالاً مضر به حال جامعه مي پندارند تحريك مي كند. 

معمولاً اعضاي خانواده برنامه كار و زندگي خود را طوري تعيين مي كنند كه بتوانند بموقع از تماشاي برخي از برنامه ها بهره مند شوند. بسياري از بينندگان برنامه ها نيز مي كوشند به هر وسيله اي كه شده باشد در ساعت نمايش خود را به نزديك ترين گيرنده تلويزيون برسانند. در جريان مسابقات المپيك و جام جهاني فوتبال نيز مشاهده مي شود كه عده اي تحت تاثير برنامه هاي تهيج كننده تلويزيون آن چنان برانگيخته مي شوند كه با التهاب و هيجان تمام در انتظار پخش برنامه مسابقه، پاي تلويزيون تمام شب را بيدار مي مانند و برخلاف معمول نمي توانند ساعت 8 صبح به سر كار بروند. 

تاثير برنامه هاي تلويزيوني در تغير ساعات خواب كودكان را مي توان به خوبي مشاهده كرد؛ اغلب كودكان با توجه به علاقه شديد خود به برنامه هاي تلويزيوني برنامه استراحت و خواب خود را تغيير مي دهند؛ با پايان برنامه تلويزيوني به خواب رفته و با آغاز برنامه آن بيدار مي شوند و در موارد بسياري امكان اينكه آنها را بتوان قانع كرد كه بموقع و پيش از پايان برنامه هاي تلويزيون بخواب روند و يا بموقع تكاليف مدرسه خود را آماده كنند، وجود ندارد. 

در اين مرحله به اين نقطه مي رسيم كه براي حل اين معضل چه بايد كرد؟

اولين و مهمترين گامي كه در اين راستا مي توان برداشت اين است كه  به دنبال برقراري ارتباطي قوي از لحاظ عاطفي،با فرزندانمان باشيم. بايد بكوشيم تا غناي عاطفي خانواده را افزايش دهيم. با طيب خاطر و ارامش به فرزندانمان بنگريم و با انها حرف بزنيم. به گونه اي عمل كنيم كه در تمامي شرايط حضور و وجود پدر و مادر براي فرزندان محبوب تر از تلويزيون باشد.انقدر جذابيت داشته باشيم كه رغبت فرزندمان را به تلويزيون كاهش دهيم.ديدن برنامه هاي تلويزيوني را براي فرزندمان قانونمند كنيم و با نظارت قبلي، انها را به تماشاي تلويزيون مشغول سازيم. راه هاي مختلف براي كشف جهان بيروني را به كودك و نوجوان بشناسانيم كه تصور نكند تنها راه ارتباطي با دنياي بيرون از طريق تلويزيون است. از طرفي فرزندمان را به تماشاي برنامه هاي مثبت و سازنده تلويزيون سوق دهيم.داشتن اطلاعات كافي از احساسات دروني كودك،اين فرصت را به والدين مي دهد تا به راه حل هاي مناسبي براي دورنگه داشتن كودك از برنامه هاي نا مناسب تلويزيون، فكر كنند تا بتوانند جايگزيني براي ان بيابند.

 

.پرسيدن و سوال كردن و ايجاد روحيه پرسش گري و سپس دريافت پاسخ هاي مفيد آموزش. استفاده از ابتكار عمل و وجود انگيزه قوي وجدي.داشتن اطلاعات كافي از احساسات دروني كودك،اين فرصت را به والدين مي دهد تا به راه حل هاي مناسبي براي دورنگه داشتن كودك از برنامه هاي نا مناسب تلويزيون، فكر كنند تا بتوانند جايگزيني براي ان بيابند.

***%اينترنت و فرزندان :

در اينجا به اينترنت به عنوان آخرين و كامل ترين رسانه بشري مي پردازيم.

اطلاعات و داده ها در سطح بين المللي زمينه ساز ايجاد آسيب هاي جديدى شده است.فناوري هاي جديد ،بويژه اينترنت،فرصت هاى جديدي براى مجرمان وسودجويان به وجود آورده است.

اينترنت جز فضايى مجازى چيز ديگرى نيست.فضايى پر از خالى!اما همين دنياى مجازى آنقدر توانمند و انعطاف پذير هست كه ما را به آسانى به همه جا متصل مى كند.

&اختلال هاى روانى كاربرد نادرست اينترنت:

١-وسواس هاى فكرى و عملى

٢-هرزه نگرى

٣-آزارگرى

&-تجارب كودكان و نوجوانان در اينترنت:

امروزه بيشتر كودكان و نوجوانان به اينترنت دسترسى دارند.گشت و گذار در وب علاوه بر اينكه تجربه شگفت آورى براى ايشان است،سرشار از خطر نيز هست. بعضي مربيان و والدين آگاهي ندارند كه كودكان در حين استفاده از اينترنت با مطالب نامناسب مواجه مي شوند. سوالي كه در اينجا مطرح است اين است كه حين استفاده از اينترنت چه عواملي براي كودكان ايجاد مزاحمت مي كند و باعث پريشاني آنها مي شود؟ آيا تفاوت سن و جنس در اين ميان مهم است و از همه مهمتر اينكه كودكان به هنگام رويارويي با اطلاعات مضر و مزاحم چه عكس العملي از خود بروز مي دهند؟

معمولترين تجارب مثبت كودكان، بازيهاي كامپيوتري ، استفاده از اتاقهاي گفتگو مي باشد. تقريباً 50 درصد از كودكان ، داراي تجارب منفي، موقع استفاده از اينترنت هستند . كودكان ، رويارويي با نقاشي يا عكسهاي محرك احساسات جنسي را به عنوان تجربه منفي گزارش مي كنند كه اين نقاشي يا عكسها كه باعث رفتارهاي خشونت آميز در كودكان مي شود ، اغلب با ويروسهاي كامپيوتري و ... همراه هستند. تقريباً 80 درصد كودكان در مورد تجارب منفي خود با ديگران صحبت مي كنند اگر چه انتظار مي رود كه اين افراد مربي يا والدين باشند اما 45 درصد كودكان تجارب منفي خود را با دوستان خود در ميان مي گذارند . 

فقط با شناخت اين حقايق است كه مي توانيم در مورد اينكه چگونه اينترنت را به مكان امنى براى كودكان و نوجوانان تبديل كنيم شروع به تفكر كنيم.

تحقيقات نشان مي دهد كه بيشتر از هشتاد درصد از خانواده ها در مورد رويارويى فرزندان خود در حين استفاده از اينترنت نگران هستند.

به نظر مي رسد كه خانواده اغلب اوقات از اين موضوع ناآگاهند كه كودكان ، چه مدت از وقت خود را به استفاده از اينترنت مي گذرانند. شصت و دو درصد از كودكان تمايل دارند كه به طور مخفيانه در خانه ، مدرسه ، كتابخانه ها و... از كامپيوتر استفاده كنند.
خانواده ها و مربيان غالباً معتقدند كه آنها راجع به آنچه كودكان در هنگام استفاده از اينترنت در حال تجربه كردن هستند آگاهي دارند . براي مثال آنها كامپيوتر را در اتاق نشيمن نصب مي كنند تا بتوانند كودك را در حين تماشاي تلويزيون يا انجام امور ديگر مشاهده كنند و زير نظر داشته باشند. اگر چه بچه ها در گمراه كردن والدين خود خيلي باهوش هستند و در خانواده فرزندان بهترين كاربر رايانه هستند.

&-تجارت مثبت كودكان از اينترنت :

براي تعداد زيادي از كودكان مشكل است كه تجارب مثبت خود در هنگام استفاده از اينترنت را بيان كنند، شايد به اين دليل كه اينترنت قسمت اصلي از زندگي روزانه آنها شده بود. تقريباً 50 درصد از كودكان مورد سوال، به طور روزانه از اينترنت استفاده مي كردند. بعضي كودكان جهت پاسخگويي به سوالات اين قسمت پرسشنامه ، داستانها يا تصاوير مضحك و خنده دار را توضيح مي دادند. 

در موارد ديگرى كه كودكان در مورد فرصتهاى خوشايند و دلپذير كه توسطاينترنت براى آنها فراهم شده ذكر كردند شامل جستجوي اطلاعات راجع به سرگرميها و علائق آنها، ارتباط با دوستان و آشنا شدن با اشخاص جديد بود . اگر چه بيشتر كودكان اينترنت را به اين علت دوست دارند كه سرگرم كننده است . خصوصاً به علت بازيهاي كامپيوتري كه آنها مي توانند بوسيله آنها سرگرم شوند.يافتن اطلاعات براى مدرسه نيز به عنوان يك تجربه مثبت ذكر شد.

&-تجارب منفي كودك و نوجوان از اينترنت:

جهت بررسي و مطالعه تجارب منفي كودكان از اينترنت ، از كودكان خواسته شد تا بعضي چيزهايي كه در هنگام استفاده از اينترنت براي آنها ايجاد مزاحمت و اغتشاش مي كنند را بنويسند. كودكان اغلب اين نوع اطلاعات را به شما نمي دهند زيرا مي ترسند اين اطلاعات به گوش والدين يا دبيران آنها برسد، بنابراين ما تاكيد شد كه اطلاعات كاملاً محرمانه خواهد ماند.

تجارب منفى و ناخوشايندى كه كودكان به آن اشاره كردندمواردى بود از قبيل عكس ها و نوشته هاى مستهجن ،ترس و وحشت،ويروس ها،تهديد توسط افراد شناخته شده و تهديد توسط افراد ناشناس.

soeters و valkenburg

سه خطر را در هنگام استفاده از اينترنت مطرح كردند؛در معرض موارد نامناسب قرار گرفتن،آزارهايي كه به هنگام كار با اينترنت با آن مواجه بودند و فشارهايى كه متعاقب آن گريبانگير كودكان و نوجوانان مي شود .

از آنچه نتيجه ي تحقيق  محققين  در پي داشت مي توان به اين نكته اشاره كرد كه : 
همواره امنيت كودكان روي اينترنت از زمانيكه كودكان شروع به استفاده از اينترنت كردند به موضوعي قابل بحث تبديل شده است. ، حفاظت از كودكان به طور مثال از طريق
Children's Safety Foundation در هلند ، the Children's Online Protection Act و Cyber Angels در آمريكا ارائه مي شود.

علاوه بر اين موسسات ، نرم افزارهاي فيلتر سايتهاي خلاف نيز به تعداد زيادي در دسترس هستند كه توسط تهيه كنندگان اينترنت ( كساني كه قول مي دهند كه محيط امني براي كودكان فراهم كنند) تهيه مي شوند. بيشتر افراد معتقدند كه استفاده از اينترنت مي تواند يك تجربه تربيتي و فرهنگي براي كودكان باشد ، اما همچنين اينترنت مي تواند يك مكان بسيار خطرناكي نيز باشد. والدين ، اين مطلب را مي دانند ، درنتيجه نرم افزارهاي فيلتر را روي كامپيوترها نصب مي كنند يا اينكه كامپيوتر را در اتاق نشيمن قرار مي دهند تا آنها بتوانند كنترل نزديكي روي كودكان ، در حين استفاده از اينترنت داشته باشند. با وجود اين همه تلاش ، 50 درصد از كودكان مصاحبه شونده هنوز در هنگام استفاده از اينترنت ، در معرض عوامل ناخوشايند و اضطراب آور قرار دارند.چگونه اين مسئله احتمال دارد؟

به فرزندان بايد آموزش دهند كه هرگز اطلاعات شخصي خود را به افرادي كه در اتاقهاي گفتگو ملاقات مي كنند ندهند. كودكان و نوجوانان معتقدند كه شخصي كه بيشتر از دو بار در اتاقهاي گفتگو با آنها ملاقات ميكند ، يك آشنا به حساب مي آيد. در نتيجه اين قابل قبول است كه آنها اطلاعات شخصي خود را به آنها بدهند. موقعي كه از خانواده ها سوال مي شود كه آيا آنها در مورد اطلاعات مضري كه كودك و نوجوان حين استفاده از اينترنت با آنها روبرو مي شود آگاهند ، تقريباً همه آنها جواب مثبت مي دهند.

&-فرزندان در حصار موبايل و شبكه هاى اجتماعى 

  وايبر . لاين . واتس آپ . اينستاگرام . چت روم . تانگو و دهها شبكه ارتباطي ديگر اين روزها چنان در زندگي ما ايرانيان جا باز كرده كه بعيد است ديگر بتوان با آن قهر كرد و ان را نديد . ورود فضاهاي متعدد مجازي به جامعه ايراني خصوصا قشر جوان چنان بي ميلي را نسبت به ازدواج افزايش داده كه معلوم نيست اين موضوع از چه چيزي نشات مي گيرد. اين روزها بچه هاي جوان ما فارغ از هر دل مشغولي و تنها با داشتن يك گوشي اندرويد با هر قيمتي به جاي حركت در مسير درست زندگي اوقات خوب و طلايي خودشان را با فضاهاي مجازي سرگرم كرده اند .

طبيعي ست بسياري از جواناني كه در اين فضاهاي مجازي هستند ديگر كمتر صحبت مي كنند و هميشه مشغول جواب دادن به پيام هايي هستند كه گاه و بي گاه برايشان مي آيد . دايم و البته لحظه به لحظه از خود و ديگران عكس مي گيرند و براي هم مي فرستند يا لحظه به لحظه زندگيشان را براي يكديگر به رشته تصوير مي كشند كه گاهي اين عكسها از خطوط قرمز تجاوز مي كند و تبعات بسيار خطرناكي دارد . تبعاتي كه رفته رفته دارد قبحش در جامعه شكسته مي شود . گاهي متاسفانه ديده مي شود قشر جوان مي خواهند نيمه گمشده خود را در همين صفحه هاي مجازي پيدا كنند . غافل از اين كه به دليل ارتباط گسترده آنها در اين فضاها كه دارد روز به روز وسيع تر مي شود نمي توانند موردي كه انتخاب مي كنند آنها را اقناع كند . كساني كه در اين فضاهاي مجازي وارد مي شوند به انسان هايي گوشه گير و منزوي مبدل مي شوند و كمتر با ديگران صحبت مي كنند و مدام سرشان را در گوشي ها خود فرو برده اند و اگر يك لحظه گوشي از آنها جدا شود انگار كه عزيزشان را از دست داده اند. ضمن اين كه هيچ امنيتي نيز در اين فضاها وجود ندارد . 

هر جامعه اي چارچوب هاي اطلاعاتي خاص خودش را دارد. طبيعي است كه هر نوع اطلاعاتي كه اين حد و مرزها را بشكند، مي تواند سلامت و امنيت جامعه را به خطر بياندازد. برخلاف وجود جنبه هاي مثبت شبكه  هاي جهاني، سو استفاده از اين شبكه هاي رايانه اي توسط افراد هنجارشكن، امنيت ملي را در كشورهاي مختلف با خطر روبرو كرده است . از اين رو به كارگيري روش ها و راه كار هاي مختلف براي پيشگيري از نفوذ داده هاي مخرب و مضر و گزينش اطلاعات سالم در اين شبكه ها رو به افزايش است.

خوشبختانه با وجود هياهوي بسياري كه شبكه جهاني اينترنت و فضاهاي سايبر را غيرقابل كنترل معرفي مي كند، فناوري لازم براي كنترل اين شبكه و انتخاب اطلاعات سالم در ايران رو به گسترش و تكامل است.اما تا رسيدن به اين فضاي امنيتي فعلا جوانان ما دارند در اين فضاها همسر گزيني اينترنتي مي كنند . اينترنت و سايت هاي اينترنتي، مرزها و تعاملات گذشته را بيرحمانه شكسته و اين امكان را به كاربران داده است تا با ورود به دنياي مجازي، بدون هيچ محدوديتي به ايجاد ارتباط با يكديگر و تبادل اطلاعات بپردازند. غلط يا درستش بماند .

دسترسي آسان و بدون دردسر، سهولت ارتباط، جستجوي پنهان، ارتباط با افراد مختلف و هويت پنهان، ويژگي هاي منحصر به فردي است كه افراد گوناگون را به استفاده هر چه بيشتر از اين رسانه سوق مي دهد و امكان عبور از مرزهاي اخلاقي را متاسفانه به شكل بسيار بدي بيشتر مي كند.با وجود هشدار هاي مكرر مسئولان، صاحب نظران و رسانه هاي جمعي درباره فعاليت سايت هاي اينترنتي در حوزه ازدواج موقت و دائم، برخي سايت هاي همسريابي، همچنان در فضاي مجازي به فعاليت خود ادامه مي دهند.

اين زندگي انفرادي را فيس بوك، گوگل پلاس و ايستاگرام از يك طرف و تانگو، وايبر و اسكايپ از طرف ديگر به انحصار خود در آورده اند.انفرادي شدن زندگي اجتماعي و جدايي از خانواده در كنار اعتياد اينترنتي، تنها ايراد ناشي از اين زندگي آن لاين نيست؛ بلكه نوع كاربري و رابطه با افراد در فضاي مجازي و به عبارت ديگر، فرهنگ زيست مجازي آنان، ايرادي است كه قسمتي از دومين جرايم اينترنتي كشور – كه عنوان غير اخلاقي را يدك مي كشد – به اين موضوع بر مي گردد.در برنامه هاي جديد، حريم خصوصي را، تنها افراد ديگر نقض نمي كنند؛ بلكه اين خودِ كاربر است كه آن را نقض مي كند. افراد با ارسال عكس هاي خصوصي و… – كه گاه هم خلاف عرف و شرع است – افراد سوء استفاده گر و غرض ورز را وارد زندگي خود مي كنند و باز اين آغازِ چت هايي خاموش و جنسي است.برخي از كليك ها و لايك هاي اين روزهاي كاربران اينترنت به صفحه پيوندها ختم مي شود. پورنوگرافي آن لاين(بر خط)، جدا از جامعه جهاني در ايران نيز رشد و بازديدهاي مخصوص خود را دارد.

آسيب شناسي خانواده

در مقابل‌، عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و انسجام آن را به مخاطره مي‌اندازند. يكي از اين عوامل‌، عامل تفرد است كه به صورت واگرايي اعضاي خانواده‌، عمل مي‌كند. در دنياي پرشتاب فناوري امروز‌، ابزارهايي وجود دارند كه افراد را به صورت انفرادي به خود مشغول كرده و آن‌ها را از تعامل با ديگران باز مي‌دارند. رسانه‌هاي جمعي از اين دسته ابزارها به شمار مي‌روند. البته اين موضوع نافي منافع ابزارهاي تكنولوژيكي نيست‌، اما نوع بهره برداري غير فرهنگي از ابزارهاي فني موجب شده است كه كاركرد آنها عمدتا درجهت تقويت فردگرايي سوق پيدا كند. به عبارتي‌، اگرجريان فرهنگي شدن ابزارهاي رسانه‌اي تحقق بيابد‌، مضرات آن‌ها به شدت كاهش مي‌يابد و كاركرد اصلي خود را پيدا مي‌كنند. گرچه برخي نظريه‌ها بيانگر اين مطلب هستند كه ذات ابزارهاي الكترونيكي به دليل استفاده از عنصر تغيير‌، نمي‌تواند موجد آرامش باشند‌، بلكه مخل آن مي‌باشند. برخي ديگر اين نظريه را افراطي و يك سويه مي‌دانند. البته وارسي اين دو نظريه در اين نوشته مقدور نيست و طرح اين مطلب دراين نوشته براي بيان لزوم رعايت احتياط درجهت استفاده از ابزارهاي رسانه‌اي مي‌باشد. 

كاركرد رسانه‌هاي جمعي بويژه رسانه‌هاي شنيداري و غير متعامل به دليل كاركرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته‌، به تدريج جاي ارتباط بين فردي از نوع چهره به چهره را گرفته و موجب شده‌اند فضاي انفرادي‌، بجاي فضاي جمعي و عاطفي در خانواده حاكم شود‌، بطوري كه گسترش تكنيكي رسانه‌هاي شنيداري و رايانه‌اي‌، ارتباط مستقيمي با فردگرايي و دوري از فضاي رواني و عاطفي خانواده را نشان مي‌دهد. به عبارت ديگر‌، اين ابزارها‌، به تدريج فضاي رواني و محيطي گفت و گو را در يك ارتباط بين فردي‌، خدشه‌دار مي‌كنند و اعضاي گروه را به جاي همگرايي، به واگرايي سوق مي‌دهند‌، تا جايي‌كه هر عضو خانواده صرفا دريك فضاي فيزيكي مشترك زندگي كرده‌، اما هيچ تعاملي با هم نخواهند داشت. در ادامه‌، متاسفانه‌، اهداف آن‌ها نيز به تدريج نسبت به هم‌، واگرا شده و منفك مي‌شوند. در اين مسير‌، تعامل واقعي فرد بجاي آن‌كه با افراد ديگري در محيط انساني سامان بيابد‌، با رسانه‌هاي الكترونيكي‌، شكل مي‌گيرد و به دليل برتري تكنولوژيكي و تجهيزات خيره‌كننده رسانه‌اي‌، نوعي رعب فرهنگي و انفعال شخصيتي در فرد ايجاد مي‌گردد. نتيجه اين مي‌شود كه افراد خانواده به جاي گفت‌و‌گوي صميمي با يكديگر كه مي‌تواند به تقويت پيوندهاي عاطفي و انسجام اعضاي خانواده منجر شود‌، با ابزارهاي الكترونيكي ارتباط برقرار مي‌كنند‌، ارتباطي كه فاقد بار عاطفي‌، احساسي و هيجاني است. به تعبير فوكوياما به دليل تحديد اخلاق و كيفيت زندگي امروزي به تدريج شاهد يك فروپاشي بزرگ خواهيم بود. اين فروپاشي در زمينه‌هاي اخلاقي و درنهادها‌، بيشتر در زمينه خانواده اتفاق خواهد افتاد. 

 

راهكارهاي پيشنهادي براي والدين : 

بهتر است رايانه در اتاق شخصي فرزند شما نباشد ( مخصوصلا اگر در سن نوجواني و بلوغ ميباشد و رايانه قابليت اتصال به اينترنت را دارا است) رايانه بايد در محلي باشد كه شما براحتي بر صفحه مانيتور نظارت داشته باشيد . در صورتي كه امكان قرار دادن رايانه در محلي غير از اتفاق شخصي ميسر نميباشد لازم است در مواقعي كه فرزند شما در اتاق خود مشغول كار با رايانه است به صورت غير مستقيم نظارت داشته باشيد ( هراز گاهي به اتاق وي سربزنيد و با بهانه بردن نوشيدني يا مطرح كردن سوال به نحوي كه احساس بي اعتمادي به فرزند شما دست ندهد فعاليت وي را نظارت كنيد ) 

اگر مشاهده كرديد چند وقتيست گوشي تلفن همراه فرزندتان درخانه مدام در دست وى است يا نزديك وى و هرچند لحظه يكبار پيام ارسال و دريافت مي كند يا موقع تماس از محيطى كه شما قرار داريدبه اتاق شخصى خود مي رود،به صورت غير مستقيم نظارت را بيشتر كنيد.

خانواده ها بايد تلاش كنند و اگر دير بجنبند خلايي ايجاد خواهد شد كه وسايل ارتباط جمعى به سرعت آن را پر مي كنند.بايد فضايى ايجاد شود كه نوجوانان و به طوركل فرزندان احساس كنند،تحت هر شرايطى خانواده تكيه گاهى دلسوز است كه ميى تواند به آن رو كند. اگر كه چنين نشود شخص ثالثى در چت روم هاى شبكه جهانى اينترنت منتظر آنها خواهد بود.#

منابع:

-نظريات مربوط به تاثيرات وسايل ارتباط جمعي /منوچهر اميري

-بررسى تاثير وسايل ارتباط جمعى بر اخلاق اجتماعي نوجوانان/دكتر غلامرضا خوشفر

-تاثير وسايل ارتباط جمعى بر پيوندهاى عاطفى در خانواده ها/فرهنگسراي رسانه

-بانك مقالات فارسي(اينترنت)

 

 

-آسيب شناسي تكنولوژي روز در نوجوانان و جوانان(پايگاه خبرى،علمى،آموزشى و تحصيلات تكميلي دانشنامه روان شناسى و علوم تربيتى) ميگنا

-كتاب : رسانه و نقش خانواده در توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني

-جامعه شناسي انحرافات و مسايل جامعوي، دكتر داور شيخاوندي، زمستان 1379، چاپ ايران نما(سايتtajerian.ir )

-نقش رسانه هاى ارتباط جمعى در آگاهى دهى به خانواده ها-دكتر بيوك تاجرى

-سايت دانش روز برگرفته از روايت نو

-گنجينه معارف

 

رسانه هاي جمعي و نقش آن ها در تحكيم و يا تضعيف ارزش ها / مريجي، شمس الله

  • سه شنبه 29 مهر 1393
0 نظر

دوشنبه 27 خرداد 1398 . 05:52 .